وقتی امام زمان در زندگی ما نباشد…
مهر ۴, ۱۳۹۷
تحجر و سخت گیری دینی !
مهر ۶, ۱۳۹۷

محمد همایونفر

پس از فراز و نشیب های دهه اول انقلاب که می توان آنرا تعبیر به دوران امام خمینی نمود ، رفته رفته شکاف های شکل گرفته بین حاکمان انقلابی خودنمایی نمود ! با اینکه در رأس هرم قدرت ،آیت الله خامنه ای با صبر و شکیبایی به دنبال نهادینه نمودن گفتمان اسلام انقلابی و ایده های خود در مسیر اسلامی سازی دولت ، جامعه و دستیابی به آرمان تمدن نوین اسلامی بود و در جایگاه یک مدیر راهبردی و راهبری کلان فکری و اندیشه ای انقلاب ظاهر می شد ، بخش بزرگ و مهمی از انقلابیون ، نخبگان و مدیران کشور به راهبری و مدیریت مرحوم هاشمی رفسنجانی پی گیر ایده و برنامه های” توسعه اقتصادی ” تحت عنوان “سازندگی ” شدند . آری ، کشور پس از دهه ای از التهابات سیاسی و جنگ نیازمند عمران و آبادی و جبران عقب افتادگی های به جا مانده از قرن ها حاکمیت سلاطین و پادشاهان بود و این ” سازندگی ” یک نیاز اساسی و ملموس بود و ایده دم دستی و معقول هاشمی و همفکرانش درست به موقع سایه ی خود را بر تمام شئون جمهوری نوپای اسلامی گستراند و باید اذعان نمود که هیچ ایده جایگزین و قابل مفاهمه ای هم عملاً در کشور وجود نداشت مگر صرفاً ملاحظات دلواپسانه ای که برخی متفکرین از سرانجام چنین توسعه ای گاه و بیگاه عنوان می نمودند !

 تا کنون نیز حداقل بنده به عنوان یک منتقد ،علی رغم هجمه های سنگین نظری به “توسعه “، ایده ی منسجم و جامعی به عنوان جایگزین مشاهده نکرده ام ، البته مطالبه ی آیت الله خامنه ای در خصوص تدوین برنامه پیشرفت ایرانی اسلامی نیز مانند بسیاری از مطالبات دیگر ایشان ظاهراً جز در شعارها و سخنرانی ها پاسخی دریافت ننموده است !

به نظر بنده در واقع این نقطه شکل گیری و بستر ایجاد حاکمیت دوگانه ای ایست که تا اکنون هزینه های بی شمار و مجادلات بی پایانی را دامن زده است و مانع دستیابی کشور به ثبات و پیشرفت پایدار بوده است .

البته به دنبال کمرنگ کردن نقش دشمنان ملت ایران و انقلاب اسلامی در این تحلیل نیستیم ولی حقیر به جد معتقدم شکاف موجود میان مدیریت راهبردی و مدیریت اجرایی کشور و حرکت در مسیرهایی نامنسجم کار را بدینجا کشانده است . بخشی از بدنه قدرت در نظام اسلامی که به گفتمان و ایده رهبری معظم وفادار و معتقد است به اندازه توان خود قدرت نرم و سخت و بهره خود را از منابع صرف پیاده سازی و پی گیری اهداف آرمانی و بر اساس اندیشه ی رهبری می کند درحالی که بخش عظیم تر قدرت با در اختیار داشتن نظام کارشناسی و فرصت دولت ها و مجالس دلمشغول اجرای هرچه دقیقتر نسخه های توسعه است که لاجرم مسیر آن از گلوگاه و گردنه ” نرمالیزاسیون ” نظام بر اساس استانداردهای حاکم بر مناسبات بین المللی و ” عرفی سازی ” حاکمیت در اداره اجتماع و تنظیم روابط می گذرد !

در حقیقت ما از یک سو آماج اقدامات شدید اقتصادی ، سیاسی و امنیتی دشمنان ملت ایران هستیم ، از سوی دیگر در حال تحمل عوارض وخیم و بنیان سوز پیاده سازی برنامه های شترگاوپلنگی توسعه که منجر به هزاران آسیب جدی و خطرناک و بحران ساز شده است و از همه مهمتر در آستانه درگیری پرهزینه سیاسی اجتماعی میان ” توسعه گرایان ” با “آرمان خواهان و عدالت طلبان ” قرار گرفته ایم که نقطه ای بسیار حساس و تاریخ ساز برای “فردای انقلاب ” و آینده ایران به شمار می رود !

در قسمت های بعدی این تحلیل خواهم نوشت که چگونه اتحاد تاریخی به وجود آمده در میان جریان های سیاسی داخلی و خارجی ، پروژه ی انقلاب زدایی از جمهوری اسلامی را برای رسمیت بخشیدن به ” نرمالیزاسیون و عرفی سازی نظام ” به پیش خواهد برد و چه بحران ها و حوادثی در ماه های پیش رو در انتظار کشور ماست !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 11 =